تبليغاتX
شیوا دختر آسمان
 

 

چشمان خسته ات بی فروغ نیست.

هيچ گاه اگرچه تظاهر به شب تيرگی می کردند.

برای توبه ات هر روز بارها،

به دور از چشم تو،عشقت ورزيده ام!

قرآن من،حرف های ديروز و امروزی ست که از لب های

خاموش تو جاری اند.

قبله ی من،دو چشمان تواند

و من هر شب با اشکان پاکت وضو گرفته ام

و در صحن نگاهت_عجيب خالصانه_ نماز گذارده ام.

شريعت يعنی دوستی و تو دوست من،خدايی در اين زمين!

روح القدس پاک من،جلوه ی ديگر خدايی.

به خاطر بسپار سخن فرشته ام را که می گفت:

درد نشانه ی تعالی ست.

از آن هراس مکن و تو،

ای عشق من،

آنقدر آسمانی هستی که سجده ات می کرده ام و خواهم کردم.

سلام میدونم که خیلی وقته آپ نکرده ام باور کنید اینقدربا درس کلاس فوق الاده وامتحان مستمر ووووو سرم گذم بود که حتی خودمو داشتم فراموش میکردم آخر ساله و امتحانات نهایی نزدیک.

به هر حال از همه شما دوستای خوبم که صمیمانه منو با نظرهاتون همراهی میکنید بی نهایت سپاسگذارم سعی میکنم بعد از این چند روز محبتاتونو جبران کنم.

اینم یه عکس خوشکل برای شما ..................!

                                                  

+ نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:11 توسط شیوا و عارف |


برای روز ميلاد تن من، نمی خوام پيرهن شادی بپوشی

به رسم عادت ديرينه حتی، برايم جام سرمستی بنوشی

برای روز ميلادم اگر تو،به فکر هديه ای ارزنده هستی

منو با خود ببر تا اوج خواستن، بگو با من که با من زنده هستی

که من بی تو نه آغازم نه پايان،تويی آغاز روز بودن من

نذار پايان اين احساس شيرين،بشه بی تو غم فرسودن من...

نمی خوام از گلای سرخ و آبی،برايم تاج خوشبختی بياری

به ارزش های ايثار محبت،به پايم اشک خوشحالی بباری

بذار از داغی دستای تنهات،بگيره هرم گرما بستر من

بذار با تو بسوزه جسم خسته ام،ببينی آتش و خاکستر من

تو ای تنها نياز زنده بودن،بکش دست نوازش بر سر من

                        

   به تن کن پيرهنی رنگ محبت،اگه خواستی بيايی

ديدن من 

 

             تولدم مبارک.....!

 

+ نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:3 توسط شیوا و عارف |