تبليغاتX
همه ی عشقها هوسه

همه ی عشقها هوسه

تو اون كوه بلندی كه سر تا پا غروره

كشيده سر به خورشيد غريب و بی عبوره

تو تنها تكيه گاهی برای خستگی هام

تو می دونی چی می گم

تو گوش می دی به حرفام



به چشم من

به چشم من ، تو اون كوهي

پر غروري، بی نیازی ، با شکوهی

طعم بارون ، بوی دريا ، رنگ کوهی

تو همون اوج غريب قله هایی

تو دلت فرياده اما بی صدایی

تو مثل قله های مه گرفته

منم اون ابر دلتنگ زمستون

دلم می خواد بذارم سر رو شونت

ببارم نم نم دلگیر بارون


تو اون کوه بلندی که سر تا پا غروره

کشیده سر به خورشید غريب و بی عبوره

تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام

تو می دونی چی می گم

تو گوش میدی به حرفام

 

+نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت2:7توسط بتی | |