تبليغاتX
شیوا دختر آسمان

 

...از تو اي شادترين اي تازه ترين نغمه عشق...

...تو كه سرسبز ترين منظره اي...

...تو كه سرشارترين عاطفه را نزد تو پيدا كردم...

...و تو كه سنگ صبورم بودي...

...در تمام لحظاتي كه خدا شاهد غم غصه و اندوهم بود...

...به تو مي انديشم به تو مي بالم...

...و از تو مي گيرم هر چه انگيزه درونم دارم...

...من شباهنگام آن دم كه تو را نزد خودمي بينم...

...بهترين آرامش برترين خواهش واحساس نياز در دلم...

...ميجوشد...

...روزها مي گذردعشق ماروبه خدايي شدن است...

...روبه برتر شدن ازهر حسي...

...كه در اين عالم خاكي پيدا نيست...

...دوستت دارم...

...از همين نقطه خاكي تا عرش دوستت ميدارم...

...از زمين تا خدادوستت دارم...

...دوستت دارم...

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 1:44 توسط شیوا و عارف |


روی رقص شاپرک

زیر بارون چشات

دل من می لرزه واسه بوسه رولبات

روی اسب بالدار تویی تنها تک سوار

عشق رویایی من تویی عشق موندگار

فصل بارون و عشق رو غبار نسترن

من وتو عاشق هم توی خواب گمشدن

شعله وحشی عشق بی گناه وبی صدا

به ترانه وسوسه رنگ سرخ غروبا

باحضور آرزو لحظه های دم به دم

    •    هم قطار خاطره همیشه دنبال هم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 23:29 توسط شیوا و عارف |


گاهی برای رهایی سفر بايد کرد...

گاهی برای تنهایی در جمع بايد بود...

 گاهی برای عشق ، دوست فقط بايد داشت...

 گاهی برای بودن بايد رفت...

گاهی برای ماندن بايد تحمل کرد...

عشق يعنی: نرسيدن! گاهی برای عاشق شدن بايد فقط دوست داشت

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 15:4 توسط شیوا و عارف |