بیا به وسعت تمام خاطراتمان عاشق شویم و
قرار بگذاریم که هیچ شقایقی را نچینیم و
خار هیچ گلی را جدا نکنیم تا همیشه سوز
عشق را دریابیم و یادمان نر
ود عاشق بمانیم..

برای عشق تمنا كن ولي خار نشو
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو
براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن
براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن
براي عشق بمير ولي كسي رو نكش


گفتم: چقدر منو دوست داري؟
گفت: به اندازه جوهر خودکارم !
گفتم: جوهر خودکارت يه روزي تموم ميشه.
گفت: اصلا خودکارم جوهر نداره!!!!!
برای دست های تو ای همدم
غریبه می گردم ؛
منی که سجده سجده تو را می پرستیدم
به چشم خویش مُردم و دیدم نماز را
درون کلبه ی من هم
شکسته می خواندی !
...
کبیر تر از احساس ابر کویر
تو رهگذار من تن سپرده بر بادی ،
توئی که در دل دردهات ، روزی
مرا به اشک های خودت ،
ساده راه می دادی.
...
برای زخم دست تو ای هم غم
همیشه من
جریمه می شده ام !
برای چشم های تو من هر دم،
به سجده می افتم .
...
در بزم یک هبوط مقدس
من با سقوط اشک تو معراج می کردم !
جانم به لب رسیده
جانم به لب رسانده شوق لبالب ز پوچ پر بودن
بد گـُُر گرفته سکوتم !
...
هوا عجیب پس است !
من خسته ام عجیب
من روزهاست
که روزهای غمم را
به باد بخشیدم
قدم قدم
من بیشتر ز پیشتر و بیش از گذشته های غریب ،
دل بسته ام به نم نم چشمان خسته ام !
برای دست های تو ای همدم ،
عجیب دلتنگم. 


