تبليغاتX
همه ی عشقها هوسه

همه ی عشقها هوسه

شیوا درکوچه تاریکم حس غریبی دارم انگار آتشی بر پشتم می تازد شلاقی بر بازوانم می نوازد

انگاردستام خشک شده.صبرکن!صبرکن! نوری می بینم که با حضور تو پایه های لانمان را می سازد.

+نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت2:4توسط بتی | |